أبو علي سينا ( مترجم : مجهول )

16

ترجمه رساله اضحويه ( فارسي )

و پيرايه‌هاى زرين و سيمين ؛ چنان كه رسم عجم بود مهرجانى و نوروزى . و عرب ندانسته بود كه نوروز و مهرجان چى باشد » « 1 » عمر خيام نيز اين گفته را چنين تأييد مىكند : « آمدن موبد موبدان ، و نوروزى آوردن » « 2 » ارزش اين اثر در مورد ارزشمندى اين گونه ميراثهاى كهن فرهنگى عقايد گونه‌گون بسيار اظهار شده است . بهتر آنكه اين داورى از گفته‌هاى شادروان محمد على فروغى روايت شود ؛ زيرا بىترديد ، سخن اين دانشمند ، كه خود دوستدار ابن سينا و شارح و مترجم آثار فلسفى او بوده است ، در اين زمينه دلنشين‌تر خواهد بود . فروغى : « راست است كه در چهار صد سال گذشته اروپائيان علم و حكمت را بسيار ترقى داده ، بلكه ديگرگون ساخته‌اند ؛ و ليكن معارف قديم هم يكسره دور انداختنى نشده ، و به چندين جهت ما را به كتابهاى پيشين نياز است : نخست اينكه آثار پدران ما است . دوم اينكه تاريخ علم و حكمت از آنها برمىآيد . سوم اينكه گذشته از سير تاريخى علم - كه شناختنش هميشه محل حاجت است - بسيارى از آن كتابها به خودىخود مورد استفاده است ، و منسوخ نمىشود . پس تكليف ايرانيان دانش دوست اين است كه وسايل بهره‌مندى از آن كتابها را براى همگنان فراهم سازند ، يعنى هم اصل آنها را پاكيزه و درست به چاپ برسانند ، و هم به فارسى روان درآورند . و اگر مشكلاتى دارد توضيح كنند تا كسانى كه در زبان عرب تسلط ندارند از آنها بىبهره نمانند ، يا مجبور نشوند همه را نزد استاد بياموزند . زيرا از اين پس معلوماتى كه دانش‌طلبان بايد تحصيل كنند به اندازه‌اى فراوان است كه مجال نمىدهد مانند زمانهاى پيش ، اوقات خويش را به فراگرفتن زبان عربى ! و حل مشكلات آن كتابها در نزد استاد مصروف سازند » . « 3 » زندگينامهء ابن سينا ابو عبيد عبد الواحد محمد جوزجانى دانشورى است كه به سال 403 ه - 1012 م در شهر جرجان ( حدود گنبد قابوس امروز ) رشتهء ارادت ابن سينا را به گردن افكند ، و بيست و پنج سال - تا واپسين روز زندگى ابن سينا - در همهء احوال ملازم استاد بود ، حتى پس از خاموش شدن چراغ زندگى ابو على نسبت به او بر سر پيمان ماند ، و با درايت و كفايت همهء آثار ناتمام استاد را تكميل كرد ، و به دست گوهرشناسان روزگار سپرد تا از گزند نيستى مصون بماند .

--> ( 1 ) . ترجمهء تاريخ طبرى از بلعمى ، چاپ عكسى بنياد فرهنگ ايران ، ص 99 ( 2 ) نوروزنامهء عمر خيام ، تصحيح مجتبى مينوى . ص 18 ( 3 ) مقدمهء ترجمهء فن سماع طبيعى .